
«... روزی قوی هیکل و خوش بنیه بود، اما حالا پیر شده بود، چین و چروک پیدا کرده بود، قدش خم شده بود و ابروان پر مو و سبیل دراز خاکستری مایل به سبزی پیدا کرده بود و ازآنجا که دو هفته ای بود دچار سکته شده بود، در شهر به گناهان خود اعتراف کرده بود و وصیتنامه تنظیم کرده بود و حالا توی قطار نشسته بود و غرق در افکار عمیق و یأس آور، به نزدیکی مرگ، بیهودگی زندگیxa0و کیفیت زودگذر مسائل زمینی فکر می کرد....» #Thanksgiving - December - George Winston " ........"xa0xa0xa0 xa0...
ادامه مطلب
مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم... " ........"xa0xa0xa0xa0xa0...
ادامه مطلب